
|
تاريخ خبر: بازگشت اراده گمشده
![]() |
|
يکي از سرگرميهاي بامدادي من هنگام رسيدن به دفتر روزنامه اطلاعات اين است که لحظهاي به ستيغ (قله) باشکوه دماوند خيره شوم؛ و ناخودآگاه هر بار، ياد انسانهاي مقاوم و پايدار ميافتم. شما بيگمان با ديدن يک مورچه، با خود خواهيد گفت:«اوه چه کوچولو!» زيرا مورچه، نماد خُردي و شکنندگي است؛ ولي اگر براي ديدن يک شير به سوي به يک بيشهزار برويد، نمادي از قدرت، شکوه و عظمت در انديشهتان نقش خواهد بست. اکنون من نيز که به ديدن قاسمقاسمزاده، بنيانگذار مؤسسه «راهي بهسوي نور» ميروم، جلو چشمام مدام يک ارادهِ پولادين نقش ميبندد. ارادهاي که يکبار براي هميشه، تصميم گرفت، موفق شد و در پيمان با خود تا به امروز ـ كه 10 سال ميگذرد ـ استوار ماند. روحهاي بزرگ اگر پيِ آمار هستيد و اين که تعداد معتادان کشور چند نفرند و چرخش ميليارديِ پول در درمانگاهها و مراکز ترک اعتياد و در بازار خريد و فروش مواد چه ميزان است، اين گزارش را نخوانيد؛ چرا که از اين خبرها نيست و تنها اختصاص دارد به شخصيتها، روحها و ارادههاي بزرگ. هميو پاتي دانش هميوپاتي، يک رشته پزشکي است که پس از به زير پرسشبردن داروهاي شيميايي، فرياد برآورده است که: «اجازه دهيد مشابه را با مشابه خودش درمان کنيم!» آنها بر اين باورند که گل مرواريد انگليسي، درد زردپي (تاندون) و پيچخوردگي را درمان ميدهد. بند (پاراگراف) بالا را از آنرو آوردم که بگويم شبيهِ هاميوپاتي در جهانِ اعتياد نيز رخ داده است و انجمنهاي معتادان گمنام (دوازدهگام) نيز ميگويند: «اجازه دهيد معتاد، معتاد را درمان کند.» بازگشت براي ترک اعتياد، ترفندها و شگردهاي گوناگوني طرح و به کار گرفته شده است. در ايران نيز بسياري از آن شيوههايي استفاده ميكنند که تأثيرش بيشتر بر جسم است، تا روح. براي همين، شمار زيادي از اين راه رفتگان، دوباره راه برگشت را در پيش ميگيرند و بر ميگردند به جهان تنهايي و ظلماني پيشين خويش. گمان نابجا اعتياد (برخلاف ظاهرش) رخدادي يکشبه نيست، پس امکان درمانِ يکشبهاش هم نيست. اشتباه بزرگي که همه دچار آناند، اين است که گمان ميدارند فرد معتاد، با ترك مصرف، به بهبودي کامل دست يافته است؛ حال آن که تنها جسم رهايييافته ولي وابستگي روحي/رواني همچنان برقرار است. به سخن ديگر، زهر مواد از تن رانده شده ولي عطرش هنوز در سر وانديشه معتاد، جولان وسوسهانگيز دارد. تجارت اگر اين همه معتاد (آمار دولتي: 5/1 ميليون نفر) نبود، افراد سودجو ميتوانستند تجارتخانههاي به ظاهر خيرخواهانه خود را بپا دارند؟ نيازمنديهاي روزنامهها را که نگاه ميکني، شمارِ آگهيهاي مراکز ترک اعتياد از بنگاههاي مسکن، اتومبيل و جويندگان کار هم بيشتر است؛ و گاهي با شعار «درمان با کمترين هزينه» تا شش ميليون تومان از جيب تهيِ معتاد بيپناه ميکشند بيرون. اما چه داروهايي به خوردشان ميدهند؟ نورجيزيک، تمجيزيک، افزور، بوپروجزيک و آمپول (با منشاء کراک) که همهشان نااستاندارد و دستساز(تقلبي) است و با بزرگکردن کبد، معتاد ناآگاهِ به ستوه آمده را رو به مرگ ميبرد. متادون سالانه در ايران و در مراکز رسمي و دولتي، 5/2 ميليارد تومان از جبيب مردم، هزينه متادون معتادان ميشود و بيش از 75 درصد بازتوان يافتهها، دوباره به مواد مخدر رو ميکنند.سخن قاسم قاسمزاده در اين مورد، شنيدني است: «راستاش نيروي نشئگي بر غريزههاي ديگر سوار ميشود، حتي بر غريزه زندگي نيز چيرگي مييابد؛ به اين معني که معتاد حاضر است بميرد، ولي نشئه باشد.» و سخن ديگر او: «ترک ابدي اعتياد، گمراهکننده است. کساني هستند که پس از چندده سال ترک، دوباره مصرف ميکنند. من 10 سال، هيچگونه مخدري مصرف نكردهام ولي خود را همچنان معتاد در حال بهبودي ميدانم؛ براي اينكه ژن اين بيماري از ميانرفتني نيست، مانند ميکرب سل در وجود آدمْ هست و چشم به راه که گريزي بزند و گزندي، و تباه کند، مانند زمينه دروغگويي که در همه ما هست و بايد سلوک و مراقبه دايمي داشت. اکنون من صداقت، دليري، امنيتِ دروني و اعتماد به نفس يافتهام و آگاهام که براي داشت اين بازيافتهها، بايد هوشياري مدام داشته باشم.» آغاز بدشگون رهايي از اعتياد، به سادگي و در زمان كوتاه، شدني نيست. بله سخن تلخي است ولي حقيقت است. ريشهِ بيماري اعتياد را بايد در پيش از آغاز مصرف مواد جست؛ چرا که پسزمينههاي پنهان، شرايط لرزان محيط و آمادگي رواني خودِ فرد است که او را به آن ديار ويرانگر هُل ميدهد. پس اگر دگرديسيِ ژرفي در درون فرد پديد نيايد و بستر بيروني (خانواده و جامعه) نيز دگرکون نشود، واژه «ترکاعتياد» روبنايي (صُوري) و تنها ماية دلخوشي است و بس. ناديدهگرفتن همين گزاره بنيادي است که سبب ميشود شخص معتاد، پس از ترک، دوباره و چندباره رو به سوي مواد رود و در اين به تكرار نشستنها، سرانجام همه باورهايش را مبني بر اين كه درمانپذير است، از دست ميدهد و سبب وازدگي و وادادگيِ خود و خانوادهاش ميشود. انجمنِ خوديها شايد تکرار همين دايره بسته و چرخواچرخ خوردنها و سرخوردگيها سبب شد از ميان معتادهاي رهايييافته، کساني بهانديشه راه برونرفت بيفتند که ضريب خطر بازگشتاش «هيچ» يا «اندک» است؛ و آن راه، گردهمايي و نشستِ نجاتيافتگان با گروه معتادان است براي آشنايي با راز ترکِ توامانِ جسمي و روحي از مواد. همانگونه که پيشتر گفته شد، «انجمن معتادان گمنام» نام يک گروه پيشتاز مردم نهاد(ان. جي. او.) در جهان است که به گونهاي خودجوش بپاخاست، توانست شيوهِ درمانيِ نويي پديد آورد، کارهاي بزرگي انجام دهد و الگويي شود براي ديگر کشورها. شگردها روشهاي درماني انجمنها اين است که افراد گوناگونيکه هر يک به گونهاي در زندگي خود، آزموني در رابطه با مواد مخدر دارند، با هم ديدار ميکنند؛ بيآن که کوچکترين آشنايي با هم داشته باشند يا بخواهند همديگر را بشناسند. آنها براي هميشه، براي يکديگر ناشناس خواهند ماند، چون تنها در اين صورت ميتوانند به آسودگي، از خلوت خود و از خصوصيترين گزارههاي زندگيشان براي هم بگويند. افراد معتاد در اين گردهماييها با دردِ دل آزاد، همديگر را در شناخت ريشهها و چيرگي بر بيماري ياري ميرسانند. آنهايي که هنوز درگيرند و نتوانستهاند برهند، با پيبردن به راز موفقيت معتادهاي پيشين، روشهاي گوناگون پايداري را ـ که همه برخاسته از آزمونهاي بکر فردي است ـ ميآموزند. خيزش خودجوش «بيل دبليو» و «دکتر باب» در 1935 انجمني را پايه گذاشتند به نام «الکليهاي گمنام»(AA)؛ که هدفاش گردآوردنِ معتادان به الکل زير يک آسمانه (سقف) بود. بعدها ـ به پيروي از آنان ـ از سوي شرکتکنندگان اين انجمن، انجمن ديگري پا گرفت به نامNA که امروزه، شاخههايش در 113 كشور جهان، گسترده و داراي 5 ميليون عضو درمانشده است. اين انجمن، نخستين نشست خود را با هدف بدهبستان آزمونهاي فردي براي بهبوديِ الکليها در 1953 در كاليفرنيا برگزار کرد و سه سال پس از آن، نخستين نشريهاش را به نام «معتادانگمنام» چاپ و منتشر کرد. خيزش ميهني در دهه 1360، دو برادر ايراني نيز به پيروي از آنها، نخستين نشست معتادان گمنام را در «بازپروري قرچک» برگزار كردند. اين دو برادر که خود از درمانشدگان انجمن در خارج بودند، اين گردهماييها را تا يکسال توانستند پي بگيرند که با موفقيت همراه بود؛ ولي به سبب کژتابيها از ادامه آن جلوگيري شد. تا اين که در دهه 70، آشناييِ دو ايرانيِ بازتوان يافتهِ انجمنِ الکليهاي آمريکا و كانادا، بار ديگر شُوند(سبب) انگيزهاي شد براي پيادهکردنِ روش درماني به شيوه انجمنهاي خارج در درمانگاه بازپروري قرچك. آنان کوشيدند با بومي و ايراني کردن ماهيت انجمن خود، نخستين نشست را در 1380، با حضور پنج تن آغاز کنند. اکنون، شاخههاي زيادي از اين انجمن در گروههاي کوچک فعاليت دارند و توانستهاند با نشستهاي هفتگي، هزاران نفر را به زندگي سالم بازگردانند. دوازده گام انجمن، مرهمگذارنده زخمي است که جامعه با کوتاهي خود «در»نگهداريِ اعضايش، به وجود آورده است. افراد نجاتيافته، با روشهاي گام بهگام ميکوشند معتادان را به مرز بهبودي نزديک کنند. اکنون معتاد در حال رهاشدگي نيز فرصت آن را مييابد که در همنشيني با همدردهاي مورد اعتماد، درک شود، اميد به آينده دريافت کند، از احساسهايش بگويد و تخليه رواني شود. نامِ گمنامان نامِ ياريرسان در برنامههاي انجمن «راهنما» است. اين فرد ميتواند يک نجاتيافته يا شخص در حال بهبود باشد که در 12 گام، تمرين موفقي داشته است. اين راهنمايان با بازگوييِ آزمونهاي شخصي خود، ياريرسان رهجوياناند تا آنان را به گونهاي کامل از گرفتاري نجات دهند؛ و اين گردونه همچنان ميچرخد و هر بازتوانيافتهِ نو، به نوبه خود، راهنما ميشود و در نشستهاي هفتگي، به ياري معتادان ديگر ميرود. تابو احترام به گمنامي ديگران، شرط حضور به همرساني در اين انجمنها است. همه با پا گذشتن به انجمن، حس کنجکاوي خود را به طور موقت تعطيل ميکنند؛ به نام، کار، ميزان تحصيل، سقف درآمد يکديگر کاري ندارند، فقط به خوبي ميدانند که با همه تفاوتهاي فردي و اجتماعي، در يک ويژگي، اعتياد، همانند هماند. در چنين فضايي است که فرد، از تنهايي و راندهشدگي به در ميآيد و حس خوشايند درک و دريافتشدن، روحيه تخريب شدهاش را از سرنو باز ميسازد. گشايش آنچه پيشتر فرد معتاد را از حضور در گروه باز ميداشت، احساس نداشتن امنيت بود؛ ولي اکنون پيروي همه براي گمنام ماندن، حس امنيت را در هر شخص ميانگيزد و سنگهاي در جمعبودن را از سر راهاش بر ميچيند تا «حضور مستمر در انجمن»، پايندي (تضميني) باشد براي پاكماندن هميشگيِ وي. معتادْ کوشش دارد که اگر پاک شده است، پاکياش را ابدي کند؛ و اگر رو به بهبودي است، روندش را شتاب بخشد. هستند کساني در انجمنها که نخست به يكي از روشهاي معمول درماني در يک مرکز بازپروري، مصرف مواد را ترك كردهاند و اکنون در ادامه مسير، براي ياريگرفتن به انجمن آمدهاند. نکته مهم اينکه شخص رو به بهبود، پس از پذيرفتهشدن از سوي گروه، خود مسئوليتپذير خواهد شد و اين تأثير شگرفي بر روحيهاش دارد. سرود يگانگي اعضاي انجمنهاي دوازدهگام (گمنامان معتاد) هر هفته در سراسر جهان، دستهاي آشناي ناشناس هم را ميگيرند و هماوا ميخوانند:«خدايا به من دليري ببخش که تغيير دهم آنچه را ميتوانم؛ و تواناييِ پذيرش آنچه را ببخش که نميتوانم تغيير دهم؛ و نيز نيروي تشخيصي ببخش که تفاوت ميان اين دو را دريابم.» تغيير سخن از «تغيير» شد. پرسش اين است که آيا معتاد تغيير ميکند؟ اصلاً خميره تغيير در وجودش هست که دگرگونياي پديد آيد؟ من امروز به اين حقيقت رسيده ام که آري، حتي يک معتاد نيز ميتواند تغيير کند. لحظهِ بيرون آمدن از دفتر «راهي به سوي نور» ـ آن لحظه که قاسمزاده دستام را به گرمي و سفت ميفشرد- چشمان درخشان و نافذش ميگفت: «آهاي خبرنگار، پيشتر با شنيدن واژه «بياراده»، ياد نخستين کسي که ميافتادي «معتاد» بود؛ اکنون زمان آن فرا رسيده است که اين باور را به دور بريزي!» پيمان با خود قاسم قاسمزاده (کسي که از دوازده سالگي و به مدت 26 سال، گرفتار اعتياد بود و در اين کژراه، زن و فرزند و همه زندگياش را از دست داد) مانند «بيلدبليو» به يکباره و با چرخش 180 درجهاي، توانست بر وابستگيِ خود بر مواد افيوني چيره شود.دبليو دريافته بود که واگوييِ راز بهبودياش با ديگران، به استمرار رهايافتگياش از الکل خواهد انجاميد. قاسمزاده نيز که از نجاتيافتگان انجمن12گامي است، به همين برآيند رسيده بود و پس از پنجسال فعاليت در انجمنها، بر آن شد مؤسسهاي بپا دارد تا فرد معتاد، با ديدن وي (نماد اراده)، اراده گمشده خود را از سرنو کشف کند و به کاري به ظاهر نانشدني دست زند. البته او در مؤسسه خود ميکوشد روشها را ايراني و بومي کند؛ و نيز تخصص و دانش را در کنار آزمونهاي شخصي، توامان به کار گيرد. او که اکنون در فرازِ اعتماد به نفس قرار دارد، ميگويد: «راه گذشته به روي من بسته است و راه آينده به رويم گشوده. من معناي زندگيام را که همانا رهايي معتادان از مواد و برگرداندن آنها به زندگي است، يافتهام و به اين راه ادامه ميدهم.» ع ـ درويشي codex24x page05 |
PDF صفحات روزنامه
Ettelaat International



آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي
تلفن : 29999
22258022 : فاكس
Ettelaat Newspaper
Tehran Mirdamad Boulvard
Tel : 009821 29999
Fax : 009821 29999
email: ettelaat@ettelaat.com






































84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور




PDF صفحات نيازمنديها
PDF صفحات ضميمه


